خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

ݕہ اݫین ݘہ ۺادݥاݩے¿

خب خب خب...این چند روز کلی فکر کردم و کارای عقب مونده ام رو انجام دادم. جزوه ها رو جمع و جور کردم و کتابا رو بستم و آماده درس خواندن گشتم و بعد از چند ماه از گذشت این ترم لای کتابای خاک گرفته رو باز کردم.
باید بگم اونقدرام که فکر میکردم وحشتناک نیستن و میشه با یکم تلاش یه نمره خوب ازشون دراورد.
نکته ای که لازم بود بگم اینه که از همه بچه های بیانی که نظر گذاشتن و راهنماییم کردن تشکر میکنم.
خیلی از کارایی رو که گفتین دارم سعی میکنم عملی کنم.مثل ورزش کردن دادن انرژی مثبت به خودم و داشتن یه اراده قاطع و تصمیم مصمم.
راستش از وقتی دانشجو شدم خیلی از آرزوهامو یادم رفته.همونایی که برای رسیدن بهشون کلی خیال میبافتم و الان تو دو قدمی منن ولی دیگه برام اهمیتی ندارن.
انسان،خیلی فراموشکاره و این فراموشکاری تبدیلمون کرده به آدمای قدرنشناس.یادم رفته بود برای رسیدن به این جایی که هستم چقدر تلاش کردم و یه مدتی تبدیل شده بودم به یه آدم ناسپاس که فقط بلد بود از زمین و زمان ایراد بگیره.
به هر حال اینم یه آزمون دیگه بود برای سنجیدن میزان صبر من...
و اینکه بیشتر فکر کنم...بیشتر دقت کنم...و با دقت بیشتری تصمیم بگیرم. 


ماورای باور های ما،ماورای بودن و نبودن های ما آنجا دشتی ست فراتر از همه تصورات راست و چپ،تو را آنجا خواهم دید...

۲۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۱۷
اره دقیقاااااا حق باتوئه...من برم دیگه😅😅

پاسخ :

بدو بدو😄
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۱۴
یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که کاش میشد محو شد کلا نه کسی میشناخت اصلا دنیا نمیومدم 

پاسخ :

دنیا چیزای قشنگم داره هنوز 
برو دنبال چیزای خوب
اگه منتظر بمونی چیزی عوض نمیشه باور کن
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۱۳
اره😅😅😅

پاسخ :

خخخ
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۱۲
ان شاءالله میخونم وقت بشه 

پاسخ :

بعد امتحانا 😃
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۸
اره اینم میشه نقاشیم که میکشم😁😁
من کلا هیچکسی جز خودم حالمو نمیتونه خوب کنه انرژی نورانی از خدا😄

پاسخ :

اوهوم😃
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۷
نه نمیخوام دلداری بدی من حالم خوبه فقط درباره اتفاقات اخیر و الان گفتم...کاش امام زمان زودتر بیاد

پاسخ :

هوممممم
سخته تو این دنیا زندگی کنی
اون روز یه متن جالب خوندم.نوشته بود شب اول قبر ایرانیا راجع به انواع سرطان و نحوه ابطلاع،انواع تحریم ها،دوران برجام سخت تر است یا پس از برجام؟،انواع تحریم و...اینا ازشون سوال میپرسن.:))
راستی یه کتاب بهت معرفی میکنم اگه نخوندی حتما من پیش از تو رو بخون
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۶
بماند

پاسخ :

ای بابا...
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۶
اره نویسندگی یه هنره...همچمین نقاشی و طراحی
خوب شد باهات حرف زدم از این به بعد درسامو میخونم یه چیزی بشم خخخ

پاسخ :

حالا چه اشکال داره هم روانشناس بشی هم نویسنده؟😃
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۴
ولی واقعا دلم میگیره بخاطر اتفاقات

پاسخ :

این همه منو دلداری دادی حالا نوبت منه؟ :))
بهتره بری یکم دوی تند بری 
من واقعا اینجور اخبارو دنبال نمیکنم اعصابم ضعیفه عصبی میشم
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۴
نه من تی وی نمیبینم 

پاسخ :

پس چی؟
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۱
نویسندگیو دوست دارم ولی احساسی ندارم بهتره برم ادامه تحصیل بدم برم مدرسه ای چیزی کار کنم خخ

پاسخ :

نظر من اینه که نمیشه به نویسندگی به عنوان یه منبع درامد نگاه کرد
کار نوشتن فقط با عشقه
وقتی عاشق کاری باشی هر راهی رو برای رسیدن بهش انجام میدی

آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۶:۰۰
چیزای مسخره کاش هیچوقت نمیدیدمش 

پاسخ :

اوه نکنه اون فیلم مدرسه رو دیدی؟
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۷
من فعلا مغزم درگیر یه چیزیه برای همین یه چیزایی میگم خخخ حالمو که خوب کنم حله

پاسخ :

درگیر چه چیزیه؟؟

آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۶
میفهمم حالتو خخخ 

پاسخ :

بد دردیه قبول کن :)))
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۵
بشینیم درسمونو بخونیم من تلاش میکنم این ترم عالی باشم خخخخ حالا جزوه هارو باز کنم افسردگی میگیرم خخ

پاسخ :

میشه گفت همه چیز عالی بود تا اینکه جزوه هامو باز کردم :)))
اصلا حجما رو که میبینم میگم استاد کی وقت کرد این همه درس بده؟؟
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۴
ولی تو حرفامو باور نکن چنددقیقه دیگه میشم آدم هدفدار خخخخخخ

پاسخ :

 خخخ میدونم
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۴
دقیقا منم دراین باره باهاتون موافقم...

پاسخ :

اوهوم...بیاید سعی کنیم ما دور نشیم از زندگی واقعی
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۳
بیا بگیریم بخوابیم خخخخ

پاسخ :

یه روز صبح زود بیدار شدم از صبح دارم چرت میزنم خخخخ
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۵۱
منم نمیدونم 

پاسخ :

هعییی روزگار عوضمون کرد
مخصوصا پیشرفت تو ارتباطات
قرار بود بهتر بشیم...آسونتر بشه کارامون...ولی حس میکنم داریم دورتر میشیم
آیدا ک...
۱۰ خرداد ۱۵:۴۲
منم کلا تمام آرزوها برباد رفتن خخخخ...اراده بچگیمون بیشتر از الان بود واقعا...یه چیزیو تا بدست نمیاوردیم دست بردارنبودیم ولی الان انگار نه انگار منکه کلا نمیدونم چی میخوام خخخ

پاسخ :

دقیقا!چی شد که ما نسل جدیدا انقدر ناامید شدیم؟
اقای رمانتیک
۱۰ خرداد ۰۹:۳۴
درکتون میمکنم:(

پاسخ :

:(
آقای سر به هوا :)
۰۹ خرداد ۲۲:۱۱
منم قبلا خاطراتم تو دفتر مینوشتم که حوصله ام ازش سر رفت به وب ختم شد:)

پاسخ :

هوممم
آقای سر به هوا :)
۰۹ خرداد ۲۱:۵۸
من یه دفترچه دارم ارزوهام توش نوشتم:)

پاسخ :

من یه مدت خاطره هامو مینوشتم ولی خسته شدم ادامه ندادم
اینو امتحان کنم به نظر جالبه
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان