خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

هشدار که آرامش ما را نخراشی...

امممم... خب چی بگم الان؟
سلام دوستان
یه مدت خیلی طولانی نبودم به دلایل متعدد.حتی تا مرز خودکشی رفتم تو این مدت (خخخ) ولی چند بار اومدم که بنابر یک وسواس فکری شدید پاک کنم اینجا رو بعد گفتم: خب مگه جای تو رو تنگ کرده؟:/و بعد سعی کردم فراموشش کنم.
فکر میکردم کسی سراغ اینجا نیاد ولی خب خیلی از بچه‌ها وقت گذاشتن و خوندن اینجا رو ودنبالمون کردن.سپاس از همتون:)
ولی وقت لازم دارم تا به وبلاگ تک تک شما تازه واردا سر بزنم و دنبالتون کنم.لطفا کمی بیشتر دندان به جگر بگذارید؛)
یه سری متن آماده کردم به زودی پست میکنمشون.
مرسی از همراهای همیشگی با اجازه فعلا؛))

۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
حوا ...
۲۱ تیر ۰۶:۵۸
هیچ وقت اینجا رو پاک نکن :)

پاسخ :

Ok😃
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان