خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

تلخ همچون تقدیر...

قسمت... این کلمه عوام فریبانه و به طرز دلربایی عامه پسند.
که مثل سرپوشی زینتی و جذاب بر آن دسته از اعمال انسانی که دست از رسیدن به آن کوتاه می‌ماند گذاشته می‌شود.
این کلمه جادویی و گاها مقدس مثل یک شنل بلند و پر زرق و برق میماند با پارچه مخملی و سرخ مثل خود کلمه شاهانه و پر شکوه.
مهم نیست جامه ی اعمالمان چگونه باشد.پاره پوره یا زیبا و معمولی.ما آدم هایی هستیم که دوست داریم آنها را زیباتر از آنچه هستند بنمایانیم.
دوست نداریم با یک لباس معمولی میان مردم بگردیم.دوست داریم با همان شنل مخملی برویم تا از فرسنگ ها دورتر برق زیورش نگاه ها را خیره کند. یاد گرفته ایم دردمندانه رفتار کنیم چهره مظلومی به خود بگیریم آهی گرم از اعماق وجود بیرون بدهیم و بگوییم: حتما قسمت نبوده...!
و من چه اندازه زجر میکشم از زیبایی کلمه ای که دیگران بر سر تقصیرات خود میگذارند تا شبی آرام و آسوده سر به بالین بگذارند و من آن زمان که تو خواب هفت پادشاهت را میبینی خیره به سقف اتاقم در افکار آزار دهنده ام غرق شده ام و زیر لب خودم را سرزنش میکنم: این جدایی قسمت نبود... این سرنوشت قسمت نبود... خطای خودم بود...

۱۵ نظر ۵ موافق ۰ مخالف
💟عکس کده💟
۰۶ مرداد ۱۵:۴۴
سلام
با تبادل لینک چطورید
اگه خواستی
بیا عکس کده

پاسخ :

فک میکنم دنبالت کردم
علی علیزاده
۰۵ مرداد ۲۰:۰۶
ممنون که دنبال میکنید

پاسخ :

:)
آرام :)
۰۵ مرداد ۱۶:۳۶
درسته ..

پاسخ :

:)
علی علیزاده
۰۵ مرداد ۱۲:۳۷
دنبال کنید

پاسخ :

چشم :)
آقای برادر
۰۵ مرداد ۱۲:۰۴
بنظرتون وقتی برای یه چیزی  کلی تلاش میکنی نه یک بار بلکه چندین بار ولی  نشود چه باید گفت...نمیشه گفت حکمت خدات و نقدیر اینطور بوده.....یا بزم بنظرتون کم کاری فردیه؟

پاسخ :

تا چی باشه!
من خودم به هر شکستم فکر میکنم میبینم تلاش نکردم
ولی بعضی چیزا واقعا نمیشه که نمیشه
دست روزگاره دیگه!
joker ..
۰۵ مرداد ۰۰:۳۹
زیبا❤️❤️

پاسخ :

😉😉
آقای سر به هوا :)
۰۴ مرداد ۲۲:۴۲
یه چی میخواستم بگم یادم رفت!
حتما قسمت نبوده!!!

پاسخ :

حالا فکر کن شاید یادت اومد :))
استاد بزرگ
۰۴ مرداد ۲۱:۰۵
من به شدت موافق قسمت هستم ...
حالا شاید نه به اون معنی عامه پسند ...
اما به خیر و صلاح اعتقاد شدید دارم.
:)

پاسخ :

خب من هیچ جوره تقدیر و قسمت و اینا رو قبول ندارم ولی خیر و صلاح آره گاهی مواقع نمیشود که نمیشود که نمیشود...
پریسا سادات ..
۰۴ مرداد ۲۰:۳۰
همیشه لبخند بزن*چشمک*

پاسخ :

😃😃
پریسا سادات ..
۰۴ مرداد ۲۰:۳۰
قربونت برم قشنگم:))

پاسخ :

:))
استاد بزرگ
۰۴ مرداد ۲۰:۲۷
جالب بود.
:)

پاسخ :

نظر ِ خوب بدهید لطفاً😃
مخالف هستید یا موافق؟!

پریسا سادات ..
۰۴ مرداد ۱۹:۵۷
:))))

پاسخ :

یه بار صفحه رو رفرش کردم دیدم سه تا کامنت اومده
کلی ذوق کردم مرسی
همیشه با انرژی مثبت و شاد باش!!
پریسا سادات ..
۰۴ مرداد ۱۹:۵۶
امیدوارم همیشه موفق باشی

پاسخ :

مرسی عزیزم 😘
پریسا سادات ..
۰۴ مرداد ۱۹:۵۶
:))))
خیلی خیلی خوب بود نیلا جون:)))

پاسخ :

مرسی عزیزم
نگاه شما قشنگ بوده
علی علیزاده
۰۴ مرداد ۱۹:۵۴
سلام اگر خواستید dadnazan.blog.irرا دنبال کرده و تیبادل لینک کنیم

پاسخ :

سلام خیلی هم خوب
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان