خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

کاکتوس

+ ۱۳۹۹/۲/۲۰ | ۱۸:۱۷ | •miss writer•

میتونید داستان من رو از لینک زیر بخونید.خوشحال میشم اگه نظری دارید برام بنویسید زیر پست داستانم :))

 

"این لینک"

راز جذابیت

+ ۱۳۹۹/۲/۱۵ | ۰۲:۱۷ | •miss writer•

افراد موفق جذابترین افراد هستن،اما از ویژگیهای بارز این افراد که همیشه میبینیم:



1.زبان بدن:یکی از عواملی که خیلی تو جذابیت ظاهری آدم‌ها اثر داره،زبان بدنشونه.داشتن لبخند،قدرتی بالا‌تر از مشت و کلام داره.شما قبل اینکه حرف بزنید،بدنتون با مخاطب صحبت میکنه.یه متن حفظ کنید و روبه‌روی دوربین بخونید و از خودتون فیلم بگیرید.میتونید ضعف‌هاتون توی ایستادن،تپق‌زدن،نگاه‌های مضطرب به اطراف رو مستقیما ببینید و اصلاح کنید.


شاید این لینک به دردتون خورد :)


۲.بی نقص «ن»باشید:صددرصد و هزار درصد هیچ آدمی توی دنیا با استعداد،خوشتیپ و بی نقص نه پیدا میشه نه همچین آدمی اصلا با این توانایی ذاتی بدنیا میاد.آیا افراد جذاب واقعا بی عیب و نقص هستن؟؟رمز موفقیت فقط و فقط در تلاش.آدمهای جذاب و موفق صددرصد عیبها و نقص هایی هم دارند. لکنت کلام،قد خیلی بلند،گوش های خیلی بزرگ،قد کوتاه و...اما به چشم عیب بهشون نگاه نمیکنن.آدم‌های جذاب سعی میکنن به جای ایراد گرفتن از خودشون،روی تواناییهاشون کار کنن.یه خواننده با صداش شناخته میشه.پس سعی میکنه رو توانایی خوندنش کار کنه.چیزی که باید قابل توجه باشه اینه که ظاهر آدمها قابل تغییره.و رفتار و شخصیت در پله ی اول همه چیز قرار داره.


۳.اعتماد به نفس:هممون افرادی رو دور و برمون داریم که وقتی از دور میبینیمشون،حس میکنیم مثل یه آهنربا همه اعتماد به نفس دنیا رو به خودشون جذب میکنن.با دیدن اینجور آدما اولین چیزی که به ذهنمون میاد چیه؟اه چقدر خودشیفته!ولی این افراد به صداهای منفی افراد اطرافش توجه نمیکنن.چون نیازی ندارن با هر نظر منفی ای بجنگن.صدالبته که کار سختیه ولی آدم وقتی به خود شناسی برسه میبینه که همه این توجهای بیخودی به اطراف فقط انرژی ش رو میگیره.این آدما رو خودشون کار میکنن تمرین میکنن تا اعتماد به نفسشون رو بالا ببرن.


۴.اخلاق و رفتار:داشتن دو بال مثل فرشته‌ها و حلقه‌ی بالای سر و لحن مهربون نشانه‌ی اخلاق و رفتار خوب نیست.بعضی‌ها فقط حفظ ظاهر میکنن اما در باطن تمام خصایص اخلاقی بد رو دارن.آیا بدگویی،غیبت،حسادت و منفی‌بینی با داشتن یه ظاهر قشنگ جذابیت میاره؟خیر!بدانید و آگاه باشید افراد دورو از ضعیف‌ترین آدم‌ها روی کره‌ی زمین هستند.


۵.خودتون باشید:لطفا و لطفا!!هرگز اینکار رو نکنید،انقدر سعی نکنید خودتون رو به هر قیمتی نشون بدید تا توجه و علاقه دیگران رو جلب کنید.این کار از یک فرد خودساخته بعیده.آدمی جذابه که خودشو با تمام نقایصش دوست داره.چون دنبال برتری از دیگران نیست.مطمئنن همه آدمها ضعف‌ها و کاستی‌هایی دارن.ولی هیچوقت سعی نمیکنن با نشون دادن یک عکس زیبا از شخصیت خودشون تمام اون ضعف‌ها رو بپوشونن.به جای اینکار سعی در شناخت خودشون دارن.و اگر خصصیه واقعا بدی هم داشته باشن،سعی میکنن اصلاحش کنن.


۶.تمرکز روی کار:خب براشون مهم نیست جایگاه اجتماعی کاری که میکنن کجاست.اونها افرادی ان که عاشق کارشونن.براش تلاش میکنن بیشتر از هر چیزی تو دنیا تمرکزشون روی کاریه که در لحظه دارن انجامش میدن.


۷.هدفمندی:حالا نه اینکه فورا یه دفتربرنامه ریزی قطور بیاد تو فکرتون نه!هدفمند بودن یعنی تو یه چیزی توی ذهنت داشته باشی و قدمهمای آهسته و پیوسته به سمتش برداری.افراد موفق به جای غر زدن غیبت کردن و وقت تلف کردن توی اینترنت،کارهایی رو انجام میدن که دوست دارن و سعی میکنن مهارتای جدید رو یاد بگیرن.



حالا

وقتی کار مقایسه تموم میشه یه نگاهی به لیست میندازیم.خب یسسس میخوام شروع کنم و میریم سراغ سخت ترین کار یعنی زبان بدن یا مثلا تغییر ظاهر و استایل.اینا فقط عکسای اینستامون رو تغییر میدن نه خودمون.به نظرم از ته لیست باید شروع بشه.یعنی هدفمندی و تمرکز روی کار.بعد یه مدت که بسته به تلاش خودتون میتونه چند ماه تا چند سال طول بکشه میبینید که بدون هیچ زحمتی تمام گزینه های بالا رو تیک زدید.شما تلاشی برای تغییر تیپ یا ظاهرتون نمیکنید.دیدتون تغییر میکنه.ازون به بعد همه چیز به نظرتون کامل و بی نقص میاد.شما با یه تکون کوچولو در مسیر زندگیتون،با درست کردن یه هدف،یه میانبر خیلی بزرگ به سمت موفقیت میزنید.


به وقت نیمه شب

+ ۱۳۹۹/۲/۱۰ | ۰۲:۴۵ | •miss writer•

یه سری از افکار آدما هست که نمیتونی کاری دربارش بکنی

هرچی‌ بیشتر بهش فکر کنی عین آتیشی میمونه که بهش فوت کنی

فقط بزرگ‌تر میشه.

گاهی مواقع باید فکرای آزار‌دهنده رو رها کنی،فقط اینجوریه که میتونی ازشون خلاص بشی...

ویرگول چیه دیگه؟!

+ ۱۳۹۹/۲/۹ | ۰۰:۱۵ | •miss writer•

بچه ها من تازگیا یه جایی!پیدا کردم اسمش ویرگوله فضای وبلاگ نویسیه مثل بیان

کسی ازش اطلاعاتی داره؟

راستش یه سری به صفحه اصلیش زدم خیلی از طراحیش خوشم نیومد.

جدیده یا قبل بیان بوده؟!

کسی اطلاعاتی داره درباره اش؟

اینجا که تق و لقه یهو بیرونمون نکنن مجبور بشیم جمع کنیم بریم اونجا؟؟ :((

اتوبوس عجیب/4

+ ۱۳۹۹/۲/۸ | ۱۲:۳۴ | •miss writer•

...


آخر نتوانستم در برابر ضعفم دوام بیاورم و زدم زیر گریه.جلف دستش را گذاشت روی شانه ام:خیلی خب...گریه نکن...درکت میکنم...تو مقصر نیستی

باران همینجور یکریز میبارید و سر تا پایم خیس شده بود.یکم که سبکتر شدم چشمهایم را پاک کردم و به دور و برم نگاه کردم.حالا روی نیمکتی نشسته بودم که روی یک صخره قرار داشت.روبه رویمان دریا بود و دور و برمان پر بود از گلهای کوچک سفید.جلف دستمال پارچه ای خودش را بهم داد و گفت:ما بخشی از وجود تو هستیم.مثل سایه ای که هر جا بری یا حتی فرار کنی باهات هستیم.نمیتونی انکارمون کنی.اگه سعی کنی باهامون دوست بشی شاید بلاخره بتونی به آرامش برسی.

فین فینی کردم و گفتم:جدی؟

جلف سر تکان داد:معلومه،ما دوستت داریم و میخوایم کمکت کنیم.حالا...بهم بگو چرا انقد از من متنفری؟

-:چون دوست ندارم جلب توجه کنم چون...

-:جلفم میدونم،ولی چرا همیشه فکر میکنی اینجوری بودن بده؟من نشون دهنده زیبایی و اقتدار توام.تمام این سالها که داشتی تلاش میکردی برای رسیدن به اهدافت، فکر میکنی کی بهت کمک کرد؟...من!...حالا چه اشکالی داره بعضی موقعا هم مثل من باشی؟من خوشگلم با اعتماد به نفسم جذابم ...البته نه اونجوری که تو با دید بد نگاه میکنی.بیخیال حرف بقیه...واسه دل خودت هم که شده بعضی موقعا تیپ بزن و خودتو توی آیینه نگاه کن.مطمئنم از خودت متعجب میشی.

سکوت کردم و جلف ادامه داد:اصلا تو که تا حالا امتحان نکردی.از کجا میدونی اگه اینجوری باشی کسی ازت حساب نمیبره و همه ازت سواستفاده میکنن؟هوم؟غرور و خودشیفتگی من هم همیشگی نیست...

کمی فکر کردم و گفتم:تو میگی چیکار کنم که ازین حسم خلاص بشم؟

-:هیچی!فقط سعی کن سخت نگیری و خودتو دوست داشته باشی همونجوری که واقعا هستیم.از حرفای بقیه نترس و اونجوری بپوش که خودت دوست داری.تو ظاهرت عوض میشه اما از درون همون آدمی...یکمی تغییر بعضی موقعا هم بد نیست.

یکم با هم به دریا نگاه کردیم.دیدن حرکت موجهای روی آب و تبدیلشان به امواج بزرگی که به پایین صخره میخورد،آرام بخش بود.جلف گرد و خاک نامرئی روی شانه ام را پاک کرد و گفت:یه دست لباس جدید نمیخوای؟میدونی که من همیشه یه دست اضافه با خودم دارم.چشمکی بهم زد و دستم را گرفت:فکر کنم دیگه با هم دوستیم مگه نه؟

سر تکان و دادم گفتم:ممنون بابت اینکه تمام این سالها کنارم بودی و کمکم کردی.

-:ازین به بعد بهم نگو جلف.

-:جذاب چطوره؟

-:عاشقشم.

در چشم به هم زدنی ما در همان میدان اصلی بودیم.همانجا که برج ایفل منظره ای در دور دست بود.هوا صاف آسمان آبی با توده های پنبه ای ابر و آکنده به عطر بنفشه.یک صبح خنک بهاری در پاریس...







ادامه دارد...

چرا عاشق نوشتن شدید؟

+ ۱۳۹۹/۲/۶ | ۲۳:۰۷ | •miss writer•

فکر میکنم هر کسی که مینویسه یبار این سوال ازش پرسیده شده.چرا انقدر مینویسی؟خسته نشدی از بس کتاب خوندی؟یکی مثل من که از بچگی هر جا میرفتم یه دفتر سررسید همراهم بود،هی ازم پرسیدن این چیه و توش مینویسی.و هر بار کلی با ذوق براشون از ایده ها و داستانام گفتم،خیلی بهش فکر کردم.

چون نوشتن بخشی از وجود نویسنده است.روح تنوع طلب یا بهتر بگم بی نهایت طلب بعضی آدمها فقط با نوشتن آروم میشه.چون هر چقدر هم که بنویسی هزاران حرف نزده،هزاران داستان ننوشته،هزاران هزار سبک مختلف هست که هیچوقت خدا تموم نمیشه و آدم میتونه انقدر بنویسه که به اندازه هزاران ابدیت بی انتها وقتش رو پر کنه.میتونه هزاران سرزمین کشف نشده خلق کنه.این خودش یک معجزه است!

برای یک نویسنده هیچ چیز ازین بهتر نیست که آشوب های ذهنیشو با نوشتن آروم کنه.به نظرم اولین دلیل یک نویسنده برای نوشتن،نیاز خودشه برای زدن حرفهایی که شاید هیچوقت نتونه بزنه...



شما چرا عاشق نوشتن هستید؟!

about us

میترا هستم،خانوم نویسنده
اینجا براتون از دنیای جادویی داستان میگم
گاهی هم از روزمرگی هام براتون مینویسم.