خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

ڂڔ ۺاݩښ ڪــــــیسټ¿

خر شانس اون پسریه که از نصفه های کلاس یه استاد خیلی سخت گیر میاد سر کلاس...دوستاش ردیف آخر اون گوشه براش جا گرفتن...از قضا اون گوشه پشت ستونه و فضا برای گوشی بازی مهیا میشه...سر کلاس گوشیش زنگ میزنه و استاد میگه:گوشیه کیه؟
-:مال منه استاد
دانشجویان با لبخندی ژکوند خود را در دعوت افطاری تصور میکنند
-:نع مال شما نبود از اون گوشه اومد صداش :////
و بد شانس منم که آلارم گوشیم سر کلاس روشن شد:
استاد:گوشی کی بود؟
آقای کاف.ب:گوشی خانوم ن.ه‍
من:استاد بخدا آلارم بود :((
استاد:حالا الان که ماه رمضونه ترم دیگه فلان درسو با هم داریم ایشالا اون موقع برای بچه ها بستنی بیار خانوم
به کاف.ب چشم غره میرود و در دلش کسی که این قانون زنگ گوشی=بستنی را اختراع کرده نفرین میکند :(((
پسره سر کلاس گوشیش زنگ زد یه بار منم لوش دادم.استاد گفت: آقای کاف.ب قرار بود واسه بچه ها بستنی بگیرید
کاف.ب:استاد گرفتم
من:اقای کاف.ب قرار بود واسه گروه ما بگیرید... ما که چیزی نخوردیم :)
کلاس به هوا میرود و روز بعد بستنی عروسکی به دست از دانشکده خارج میشوند
نتیجه گیری اخلاقی:کرم از خود درخته :/
۹ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
joker ..
۰۱ خرداد ۱۳:۱۷
خخخخخخخخخخخ

پاسخ :

:(((
مهسا جون
۳۱ ارديبهشت ۲۰:۵۳
نه خخخ

پاسخ :

😫😫😂😂
مهسا جون
۳۱ ارديبهشت ۱۹:۲۱
حرص نخور جالبه دیگه هههههه

پاسخ :

بستنی کمتر از پونصد تومن نیست؟😂
مهسا جون
۳۱ ارديبهشت ۱۹:۱۱
چه قانون جالبی

پاسخ :

کجاش جالبه؟😫
آقای سر به هوا :)
۳۰ ارديبهشت ۱۰:۰۵
خداروشکر ما از این قانونها نداریم

پاسخ :

:)))
Zeytoon fruit
۳۰ ارديبهشت ۰۷:۱۹
تبعیض حرکت استادتون که اصن قابل توجیه نیست ولی اینم بگم که بعضی از اساتید ما دقیقا همین بلا رو سر ما پسرا میارن حتی دانشگاه ما یه فضای اختصاصی به اسم ققنوس داره که محل استراحت و تفریحات واسه خانم ها ست ولی حتی واسه پسرا همون مسجد هم محدود کردن
یا مثلا استاد داریم چون خودشون خانم بودن نمره‌ی دخترا رو از ۲۰ حساب کرد(شیفت داد) بعد اونوقت که من بالاترین نمره‌ی کلاس رو تو میان ترم با اختلاف قابل توجهی داشتم و نمره‌ی من رو بالا نیاورد و نمره‌ی پسرا از نمره‌ی من ۱۸ و ۷۵ به پایین بود

پاسخ :

اوه اوه دیگه اینجوریشو نشنیده بودم
دلم سوخت!!!
اقای رمانتیک
۳۰ ارديبهشت ۰۴:۴۷
خخخخخخ حقتونه وقتی یکیو لو میدین بایدتوقع حمله داشته باشین😂

پاسخ :

:(((
حوا ...
۳۰ ارديبهشت ۰۳:۳۳
حرص نخور :|

پاسخ :

چشم😉
Tali hejazi
۳۰ ارديبهشت ۰۲:۳۷
پس تلافی کرده....خب یک ،یک شدین...
نتیجه اخلاقی رو هم خوب اومدین...ولی در کل لو دادن کار خوبی نیست طرف به دلش کینه میگیره وبعد این میشه که باید بستنی بخرید... یه دونه اضافه واس ما هم بخرین:))

پاسخ :

ما ازین ماجراها زیاد داریم یا به قول معروف این رشته سر دراز دارد!!!
ایشالا ترم بعد... خداکنه استاد یادش بره
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان