خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

قرار بود ننویسم...

قرار بود دیگر ننویسم
نه متن عاشقانه نه داستانهای تخیلی ام را
قرار بود از همه جا خداحافظی کنم
میخواستم از همه جا بروم
بعد رفتنت تازه فهمیدم چقدر وابسته ات بودم و 
چقدر منتظر ماندن سخت است
اما...
:)))))
خدایا شکرت که دوباره net ام درست شد
وای ram گوشیم سوخته بود نتمم خراب بود خیلی سخت بود این چند روز
خدایا شکرت!!!!
+من هیچ وقت ادم نمیشوم میدونم
واقعا راستی عاشقی چجوریه؟
۸ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
عبداله رضوی
۰۷ مهر ۱۲:۱۵
عاشق واقعی و غیر واقعی نداره!

پاسخ :

هعی هعی
من دلم پاکه ...
۰۶ مهر ۱۲:۳۶
عاشقی نمنه در ؟؟؟😀😀

خودمم نمیدونم فهمیدی بوگوووخخخ

پاسخ :

مرسییییی😂😂😂
آزاد ...
۰۶ مهر ۱۰:۲۵
خوب نیست در کل، ولی خوبه ذاتاً 😁

پاسخ :

اوه اوه چی فلسفی 😂😂
Zeytoon fruit
۰۵ مهر ۲۲:۳۱
همیشه که پاییز فصل عاشق شدن قدم زدن و شعر خواندن نیست ... گاهی هم فصلی ست که می شود روی بعضی از خاطره ها مثل برگ های ریخته شده درخت پا گذاشت و رفت ...! #فرشته_رضایی

پاسخ :

انار نیستم که برسم به دستهای تو
برگم پر از اضطراب افتادن
بلی کلا پاییز زیباس
چه برای عاشقا چه برای آدمای تنها...
پسرک تنها
۰۵ مهر ۱۵:۴۱
حس عجیبیه
خیلی عجیب

پاسخ :

هممممم
که اینطور
مسیو ..
۰۵ مهر ۱۵:۳۰
اگر پسر بودین و ترم یک میفهمیدین فک کنم....من که تاحالا نفهمیدم:))

پاسخ :

اوووووووو
نرفته عاشق شدیا!!
خانم معلم
۰۵ مهر ۱۵:۲۴
تازه گوشیت رو دزد نبرده ببینی چقدر سخته 
من این چند روز که گوشیم رو زدن خیلی اذیت شدم :(
خدا برای هیچ کس نخواد تو این گرونی ها 
آخخخخخ دوباره یاد گوشی نازنینم افتادم تازه خریده بودمشااااا :(

پاسخ :

آخ اخ اخ
خیلی ناجوره
خدا صبرت بده :(((
آقای سر به هوا :)
۰۵ مهر ۱۵:۱۶
عاشقی بدحوریه!
چن عاشق سالم ندیدم!!

پاسخ :

آره منم عاشق واقعی ندیدم تا حالا
پوففف
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان