خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

قلبی که تکه شد...

وقتی یکیو دوست داری حتی اگه از دستشم بدی جاش تا ابد تو قلبت خالی میمونه...انگار با رفتنش اون تیکه از قلبت که متعلقه به خودشه برمیداره و میبره...
این ترم پنج تا دانشجو از دانشگاهمون تو تصادف از دست رفتن
دیروزم که ده تا دانشجو از دانشگاه علوم تحقیقات تصادف کردن و پرپر شدن
چقد سخته شنیدن این خبرا...
چقد سخته دیدن اون اتوبوس واژگون...دیدن کاغذ و کتاب خونی
چقد سخته سرد بودن دستی که تا دیروز به گرمی دستتو میفشرد...خیلی سخته


۷ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
gity -brn
۰۸ دی ۲۰:۳۶
خیلی خبر بدی بود...
خدا به خانواده هاشون صبر بده
روحشون شاد
...

پاسخ :

آره واقعا
احسان ..
۰۶ دی ۱۳:۱۵
باید کم کم بریم بسمت آموزش مجازی

پاسخ :

خخخخ :)
جناب منزوی
۰۵ دی ۲۳:۵۲
واقعاً سخته، خدا رحمتشون کنه
امیدوارم تکرار نشه

پاسخ :

خدا فقط صبر بده به خانواده هاشون :((

آقای سر به هوا :)
۰۵ دی ۲۲:۲۵
کلا ناف این کشور با بد بیاری بستن...

پاسخ :

تاسف میخورم 
چرا اون مسئولا هیچیشون نمیشه؟
خدا زورش به آدمای معمولی میرسه فقط؟؟

فاطمه م_
۰۵ دی ۱۹:۵۸
آهان. آخه امروز دوستم داشت می‌گفت انگار اولش یه خبر به اشتباه منتشر شده بوده که این اتفاق تو دانشگاه تهران بوده. چون اون تو ذهنم بود اینطور برداشت کردم. :)

پاسخ :

نه نه اشتباه ادبی متن من بود درستش کردم
فاطمه م_
۰۵ دی ۱۹:۴۴
دانشگاه تهران نبودا. علوم تحقیقات بود. و خب آره، در اصل تاسف‌بار بودن قضیه تفاوتی ایجاد نمی‌کنه.

پاسخ :

شهرش منظورم بوده حدس میزدم اشتباه خونده بشه
جناب قدح
۰۵ دی ۱۹:۰۲
سلام

خیلی سخته

روحشون شاد ان شاءالله

پاسخ :

سلام
همینطوره 😢😢
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان