خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

بازگشت مرد با احساس به خونه...

گاهی یه جمله
میتونه یه روز خوب براتون شروع کنه
حتی ساعت ۱۱ شب
وقتی خبر برگشتن بهترین دایی دنیا به خونه رو میدن بهت
و تو ۷۰۰ کیلومتر با خونه فاصله داری
فقط میتونی اشک بریزی و خدا رو شکر کنی
خدایا شکرت...

۲ نظر ۷ موافق ۰ مخالف
آقای سر به هوا :)
۱۸ دی ۱۲:۲۵
همین حس واسه یکی داشتم بچکی ولی رفاقتم باهاش بدجور بهم خورد:)
شاد باشید:)

پاسخ :

ای بابا :(چرا؟
ممنون :)
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
🍃 نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط
خاطره ای خواهد ماند...🍃
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان